آخرین اخبار
خانه » تفریحی » بازیگران جدید: روز آدم معروف ها چه جوری شب میشه؟!

بازیگران جدید: روز آدم معروف ها چه جوری شب میشه؟!

مطلب: روز آدم معروف ها چه جوری شب میشه؟! در تاریخ ۲۲ January 2016 | 7:37 am نشر یافته شده شده می باشد.
به نقل از ۸ ثانیه:

هفته نامه چلچراغ – بابک توانایی: حتما جهت تو هم دوست داشتنی و جذاب می باشد که نویسنده ای مثل جیمز جویس روزهای خود را چگونه سپری می کرد و همچنین برنامه جذاب و جالب و خوب هر روز خدا اش چه بود و همچنین چگونه و چطوری می نوشت. بیایید با هم به آداب و همچنین عادات هر روز خدا جیمز جویس، نویسنده مشهور ایرلندی نگاه کنیم. گفته اند جویس «ساعت ده صبح بیدار می می شود. نورا، شوهر یا همسر خود، نان گرد و همچنین قهوه اش را می آورد و همچنین جویس در بستر صبحانه می خورد.

 او غرق در اندیشه هایش تا ساعت یازده آن هم جا دراز می کشید. گاه خیاط لهستانی اش می آمد لب تخت می نشست و همچنین با او صحبت می کرد. جویس هم به حرف هایش گوش می کرد و همچنین سر تکان می داد. حدود ساعت ۱۱ بر می خاست، اصلاح می کرد و همچنین پشت پیانو می نشست.» ولی باید توجه داشت با خواندن آن چند سطر احتمالا تو احساس می کنید با نویسنده ای طرف هستید که زندگی اعیانی و همچنین خوش خوشانه ای دارد. آن روش نیست. در مورد او حقایق غیره ای نیز وجود دارد.

750113 107 بازیگران جدید: روز آدم معروف ها چه جوری شب میشه؟!
جیمز جویس

آن هم پیانویی که در چند سطر بالا ازش اسم برده شده بود، وسیله ای جهت تفریحی و سرگرم شدن و همچنین تفریح نبوده. جویس از راه آموزش زبان انگلیسی و همچنین پیانو، امرار معاش می کرد. وضع خوبی نداشت. او «خطر کرده و همچنین پیانو را قسطی خریده بود» و همچنین در آن هم روزها که شوهر یا همسر خود ساعت ده صبح جهت او قهوه و همچنین نان گرد به رختخواب می برد، درواقع داشت به مرور اقساط آن هم پیانو را می داد. ولی باید توجه داشت بقیه ساعات جویس در آن هم روزها چگونه می گذشت.

شرح هر روز خدا زندگی او را که می خوانیم، ممکن می باشد متاثر شویم. در مورد ساعات بعد از صرف صبحانه نوشته اند: «مادام که مامور وصول مزاحمش نمی شد، آواز می خواند و همچنین می نواخت. سر و همچنین کله اش که پیدا می شد، به جویس خبر می دادند و همچنین از او می پرسیدند چه کار بایستی و حتما کرد. با تسلیم و همچنین رضا می گفت: «بگذار همه شان بیایند تو.» انگار یک لشکر آدم پشت در ایستاده باشد. مامور وصل وارد می شد و همچنین بیهوده طلبش را می خواست. جویس هم با مهار تمام بحث را به موسیقی یا سیاست می کشاند. مامور که می رفت، جویس دوباره پشت پیانو می نشست، تا زمانی که نورا، شوهر یا همسر خود، می آمد و همچنین می گفت: «می دانی امروز شاگرد داری؟» یا می گفت: «باز که پیرهن چرک پوشیده ای؟» و همچنین جویس در جوابش با خونسردی می گفت: «من که در نمی آورمش.»

فکر کردن و اندیشیدن کردن و اندیشیدن نکنید که جویس بلافاصله بعد از آن جر و همچنین بحث هر روز خدا سراغ شاگردش می رفت و همچنین با تدریس کمی از حجم بدهی هایش کم می کرد. نه، اصلا. برنامه جذاب و جالب و خوب هر روز خدا او و همچنین شوهر یا همسر خود آن روش پیش می رفت که ساعت یک ناهار می خوردند و همچنین بعد نوبت تدریس پیانو می رسید، از ساعت دو تا هفت یا دیرتر. در میانه تدریس، سیگار برگ بلند ویرجینیا می کشید. بین هر دو شاگرد هم یک قهوه تلخ می خورد. دو روز در هفته، تدریس را زودتر تمام می کرد تا با نورا به اپرا یا تئاتر بروند. گاه یک شنبه ها به کلیسای ارتدکس یونانی می رفت و همچنین در مراسم شرکت می کرد.

ممکن می باشد از خود بپرسید که او کی «اولیس» را می نوشت؟ یعنی آن هم رمان اسرارآمیزی که او را به شناخته شدن و شهرت رساند. درواقع وصف حال جویس در روزگاری که تا سال شمسی ۱۹۱۴ طول کشید، همین روش بود که در بالا نوشته شد. در همین سال شمسی ۱۹۱۴ بود که دست به کار نوشتن اولیس شد. «خستگی نمی شناخت و همچنین هر روز روی آن هم کار می کرد. با آن همه، هنوز پای بند برنامه جذاب و جالب و خوب هر روز خدا محبوبش بود. بعدازظهرها می نوشت و همچنین شب ها تا دیروقت به خوشگذرانی با دستان می نشست. او به آن وقفه های شبانه احتیاج داشت تا ذهنش را از کار ادبی فرساینده و همچنین طاقت فرسایی که در طول روز انجام می داد پاک کند. یک بار که دو روز کار کرده و همچنین تنها دو جمله نوشته بود، از او پرسیدند: «آیا دنبال کلمه مناسب می گردی؟» و همچنین او در جواب گفت: «نه، کلمات را که پیدا کرده ام. آن هم چه در پی اش هستم، نظم صحیح آن کلمات می باشد در جملاتی که در ذهن دارم.»

جویس سرانجام سال شمسی ۱۹۲۱، بعد از هفت سال شمسی کار مداوم، «اولیس» را به پایان رساند، هفت سالی که به قول خودش «هشت بیماری و همچنین ۱۹ تغییر آدرس- از اتریش گرفته تا سوییس، ایتالیا و همچنین فرانسه- متنوعش کرده بود.» جویس گفته می باشد حدود ۲۰ هزار ساعت صرف نوشتن «اولیس» کرده می باشد.

آن شرح بخشی از آداب و همچنین عادات هر روز خدا جیمز جویس بود که در کتاب «آداب هر روز خدا» مِیسن  کاری آمده می باشد؛ آدابی که نه تنها می تواند جهت خواننده مشتاق ادبیات دوست داشتنی و جذاب باشد که حتی می تواند انگیزه ای جهت هر خواننده ادبی باشد که از سختی ها و همچنین گرفتاری های هر روز خدا نهراسد و همچنین به روزهایی امیدوار باشد که در آن هم ها رهایی خود و همچنین رفع گرفتاری های خود را می بیند.

در کتاب «آداب هر روز خدا» درواقع ما با برنامه جذاب و جالب و خوب هر روز خدا ۱۶۱ شخصیت مشهور مواجه هستیم که عمده شان نویسنده خواهند بود. جایی در مورد فرانتس کافکا که خیلی زود درگذشت، می خوانیم که با چه مشقتی بایستی و حتما می خوابید. شب ها بعد از نوشتن عادت داشته که کمی ورزش سبک کند و همچنین بعدش دوش بگیرد و همچنین به بستر برود. خواب جهت او کابوسی بوده که هر شب سراغش می آمده: «بعد به بستر می روم؛ اغلب با درد مختصری در قلب و همچنین کشیدگی عضلات شکم. بعد به هر کاری که به فکرم برسد، متوسل می شوم، بلکه بتوانم بخوابم. خواب؛ دست پیدا کردن و یافتن به امر محال. زیرا و به درستی که هنگام و زمانی که آدم به کارش فکر کردن و اندیشیدن کردن و اندیشیدن می کند، نمی تواند بخوابد.»

750114 254 بازیگران جدید: روز آدم معروف ها چه جوری شب میشه؟!
فرانتس کافکا

کافکا کارمند بود و همچنین از صبح تا بعدازظهر در اداره بیمه سوانح کارگران پراگ کار می کرد. برنامه جذاب و جالب و خوب اش آن روش بود: «از هشت تا دو یا دو و همچنین نیم در اداره. ناهار تا ساعت سه یا سه و همچنین نیم. بعد رفتن به بستر و همچنین خواب تا هفت و همچنین نیم. خوابم معمولا تقلایی بیش نیست. یک هفته تمام تنها و فقط مونه نگرویی ها به خوابم می آمدند. زیر و همچنین بالای لباس های غریبشان را با وضوحی سخت ناگوار به چشم می دیدم. چنان که سرم را به درد می آورد. سپس ۱۰ دقیقه ای جلو پنجره ورزش می کنم. بعد از آن هم، یک ساعتی را به پیاده روی می گذرانم. گاه تنها، گاه با ماکس برود یا با دوستی دیگر. بعد با خانواده ام شام می خورم. سه خواهر دارم: یکی ازدواج کرده، آن هم یکی نامزد دارد و همچنین سومی مجرد می باشد. به دو خواهر اول بی علاقه نیستم ولی باید توجه داشت آن خواهر سوگلی بی تردید نور چشم من می باشد. بعد از شام و همچنین حدود ساعت ده و همچنین نیم یا حداکثر یازده و همچنین نیم می نشینم و همچنین شروع به نوشتن می کنم. کار را بسته به قدرت، رغبت و همچنین اقبالم تا ساعت یک، دو یا سه بعد از نیمه شب ادامه می دهم. یک بار حتی تا شش صبح نشسته بودم و همچنین می نوشتم.»

ممکن می باشد تو که حالا آن نقل از را می خوانید، آن سوال را از خودتان بپرسید که آیا همه نویسنده ها برنامه جذاب و جالب و خوب های سفت و همچنین سختی دارند؟ آیا همه نویسنده ها و همچنین هنرمندها طوری زندگی می کنند که از انضباط هر روز خدا شان تخطی نمی کنند؟ واقعیت آن می باشد که آن روش نیست. آن هم ها طبیعتا در سفر نمی توانند برنامه جذاب و جالب و خوب هر روز خدا شان را دنبال کنند یا هنگام و زمانی که بیمار می شوند، احتمالا همه چیز به هم می ریزد. مثلا امبرتو اکو، فیلسوف و همچنین رمان نویس ایتالیایی می گوید هیچ برنامه جذاب و جالب و خوب ثابتی جهت نوشتن ندارد. او اولین رمانش را هنگام و زمانی که نشر یافته شده کرد که ۴۸ ساله بود. او چند سال شمسی پیش در گفت و همچنین گویی گفته بود: «قوانین و قانونی در کار نیست. تن دادن به هر برنامه جذاب و جالب و خوب زمانی ای برایم غیرممکن می باشد. بارها پیش آمده که ساعت هفت صبح شروع به نوشتن کنم و همچنین تا ساعت سه بعد از نیمه شب بی وقفه بنویسم و همچنین تنها و فقط جهت خوردن یک ساندویچ دست از کار بکشم. گاهی هم هیچ نیازی به نوشتن احساس نمی کنم.»

750115 911 بازیگران جدید: روز آدم معروف ها چه جوری شب میشه؟!
امبرتو اکو

ولی باید توجه داشت آن هم روش که در مورد آداب و همچنین عادات هر روز خدا اِکو نوشته اند، برنامه جذاب و جالب و خوب هر روز خدا او تا آن مقدار و اندازه هم بی در و همچنین پیکر نیست. او گفته می باشد: «در صورتی که در منزل و خانه ییلاقی ام، بالای تپه های مونته فلترو باشم، برنامه جذاب و جالب و خوب معینی دارم. کامپیوترم را روشن می کنم، نگاهی به ای میل هایم می اندازم و همچنین شروع می کنم به خواندن چیزی. بعد هم تا بعدازظهر می نویسم. در ادامه روز به روستا می روم و همچنین نوشیدنی ای می خورم و همچنین روزنامه ای می خوانم. بعد بر می گردم منزل و خانه و همچنین تا ساعت ۱۱ شب تلویزیون و همچنین دی او همچنین دی می بینم. آن هم گاه تا ساعت یک یا دو باز کمی کار می کنم. آن هم جا برنامه جذاب و جالب و خوب معینی دارم، زیرا و به درستی که کسی مزاحم کارم نیست. ولی باید توجه داشت قوتی در میلان یا در دانشگاه هستم، زمانم را دست خودم نیست. دائما یکی هست که به جایم اراده و تصمیم راسخ بگیرد.»

نویسندگی در مقایسه با هنرهایی مثل موسیقی و همچنین کارگردانی سینما و همچنین تئاتر تا حد بسیاری فردی می باشد. یعنی نویسنده در خلوت خودش متنی را به عنوان داستان می نویسد و همچنین جهت نوشتن آن متن تنها بایستی و حتما به خودش متکی باشد. ولی باید توجه داشت هنرهایی مثل تئاتر و همچنین سینما هنرهایی تیمی خواهند بود. کارگردان ها با برنامه جذاب و جالب و خوب هر روز خدا شان چه می کنند؟ آیا آن هم ها هم از نظم ویژه ای تبعیت می کنند؟ آیا آن هم ها هم مانند نویسندگان به اتاق خودشان دل بسته خواهند بود و همچنین در آن هم اتاق می باشد که به آرامش می رسند و همچنین سوژه ای شگفت انگیز به ذهنشان الهام می می شود؟

وودی آلن، کارگردان معروف و مشهور آمریکایی، به آن سوال ها آن روش جواب داده: «در طول سالیان دریافته ام که هر دگرگونی و تغییری منجر به انفجار انرژی ذهنی می می شود. پس در صورتی که توی آن اتاق باشم و همچنین به آن هم یکی اتاق بروم، به خلاقیتم کمک می کند. در صورتی که به خیابان بروم که نور علی نور می باشد. البته در صورتی که روم بالا و همچنین دوشی بگیرم هم بدک نیست. جهت همین گاهی در روز چند بار دوش می گیرم. آن پایین نشسته ام در اتاق نشیمن و همچنین به بن بست می خورم. چیزی که کمک می کند، آن می باشد که بروم طبقه بالا و همچنین دوش بگیرم. روال را به هم می زند و همچنین آرامم می کند.

750116 763 بازیگران جدید: روز آدم معروف ها چه جوری شب میشه؟!
وودی آلن

دوش گرفتن، به ویژه در هوای سرد، چیز خوبی می باشد. احمقانه به نظر می رسد، ولی باید توجه داشت لباس پوشیده و همچنین آماده، همین روش که هم اکنون هستم، کار می کنم و همچنین بعد اراده و تصمیم راسخ می گیرم جهت تقویت خلاقیتم دوش بگیرم. جهت همین بعضی از لباس هایم را در می آورم، جهت خودم لقمه نانی می گیرم یا چیز غیره ای درست می کنم و همچنین سعی می کنم به خودم کمی سرما بدهم تا به هوس دوش گرفتن بیفتم. آن هم جا زیر آب داغی که بخار از آن هم بلند می می شود، نیم ساعت تا ۴۵ دقیقه می ایستم، تنها و فقط ایده می پرورم و همچنین روی طرحم کار می کنم. بعد می آیم بیرون و همچنین خودم را خشک می کنم و همچنین تلپی می افتم روی تخت و همچنین باز هم فکر کردن و اندیشیدن کردن و اندیشیدن می کنم.»

وودی آلن از قدم زدن لذت می برد، ولی پیاده روی در خیابان ها به جای آن هم که مایه آرامش او می شود، باعث سلب آرامشش می می شود. او اغلب در بالکن منزل و خانه اش قدم می زند.

اوضاع جهت دیوید لینچ جور غیره ای می باشد. او ۲۵ سال شمسی پیش به خبرنگاری گفته بود که دلش می خواهد هر چیزی سر جای خودش باشد. ولی باید توجه داشت برنامه جذاب و جالب و خوب هر روز خدا لینچ چگونه می باشد؟ چگونه او به سوژه ها دست پیدا می کند؟ خودش گفته می باشد: «هفت سال شمسی تمام در رستوران «بابز بیگ بوی» غذا می خوردم. ساعت دو و همچنین نیم به آن هم جا می رفتم، هنگام و زمانی که شلوغی ساعت ناهار قبل بود.

750117 738 بازیگران جدید: روز آدم معروف ها چه جوری شب میشه؟!
دیوید لینچ

یک مخلوط شیرشکلات می خوردم و همچنین چهار، پنج، شش، هفت فنجان قهوه به اضافه یک عالمه شکر. و همچنین کلی شکر هم توی آن هم مخلوط شیرشکلات بود. یک مخلوط غلیظ در جامی نقره ای. از آن همه شکر نشئه می شدم و همچنین کلی ایده به ذهنم می رسید. آن هم ها را روی دستمال سفره های رستوران می نوشتم، انگار مداد و همچنین کاغذ داشته باشم. تنها و فقط بایستی و حتما حواسم را جمع می کردم و همچنین خودکارم را با خودم می بردم. البته در صورتی که خودکار نداشتم هم پیشخدمتی خودکارش را به من می داد، به شرط آن که موقع رفتن آن هم را پس بدهم. در آن رستوران هزار و همچنین یک ایده به ذهنم رسیده.»

کتاب «آداب هر روز خدا» تو را با برنامه جذاب و جالب و خوب هر روز خدا کلی نویسنده و همچنین هنرمند آشنا می کند، تو را به خلوت آن هم ها می برد و همچنین با گوشه ای از نظم زندگی شان درگیر می کند.


لینک منبع

سوپروب close
خرید بک لینک