آخرین اخبار
خانه » تفریحی » چهرها: گپی صمیمانه با شقایق دهقانِ دوست داشتنی

چهرها: گپی صمیمانه با شقایق دهقانِ دوست داشتنی

مطلب: گپی صمیمانه با شقایق دهقانِ دوست داشتنی در تاریخ ۱ January 2016 | 8:11 am نشر یافته شده شده می باشد.
به نقل از ۸ ثانیه:

ماهنامه تبار – علی رستگار: قرار گفت و همچنین گوی ما با شقایق دهقان افتاد به یک صبح پاییزی در محوطه باغ انجمن خوشنویسان. باران جدید و تو و تازه قطع شده بود و همچنین آسمان تهران به طرز بی سابقه ای آبی بود. در حالی که هوا به شدت دو نفره بود، ما پنج نفره بودیم. دو خواهر شقایق دهقان که او را همراهی می کردند، دقیقا به مقدار و اندازه خود او چهره صمیمی و همچنین بی شیله و همچنین پیله ای داشتند. هوا بس ناجوانمردانه سرد بود، ولی باید توجه داشت ما گفت و همچنین گوی گرمی داشتیم.

722685 243 چهرها: گپی صمیمانه با شقایق دهقانِ دوست داشتنی

سعی کردیم ترتیب سوالات براساس تایم لاین زندگی شقایق دهقان باشد. او آن روزها از برخورد بخشی از جامعه، بعد از اجرا در مسابقه خندوانه مایوس شده. آنقدر که خودش می گوید که شاید آن سرخوردگی در کارهای بعدی او تاثیر بگذارد. آن روش که فهمیدیم خانم کمدین مستلزم و نیاز به دلجویی دارد. باز جای شکرش باقی می باشد او در شبکه های فرهنگی و اجتماعی عضو نیست وگرنه معلوم نبود در مقابل پرخاش های مرسوم در آن هم فضا چه بلایی سرش می آمد.

در صورتی که در آن هم آلمان که متولد شدی، پهناور و بزرگ می شدی به نظرت در حال حاظر کجا بودی و همچنین چه می کردی؟

واقعا تصوری ندارم. تنها و فقط آن را می دانم که از کودکی خیلی به بازیگری علاقه داشتم. در حال حاظر حتی نمی دانم سینمای آلمان چه وضعیتی دارد. در کل دو تا فیلم دیدنی و جذاب آلمانی هم اکثرا و بیشتر ندیده ام که البته فیلم دیدنی و جذاب های خوبی هم بودند. دقیقا نمی دانم چه اتفاقی می افتاد، ولی فکر کردن و اندیشیدن کردن و اندیشیدن می کنم همین کار را می کردم که در حال حاظر می کنم.

اولین بار در چند سالگی آن حس را تجربه کردی که کسی را دوست داشته باشی و همچنین طرف مقابل بی خبر باشد؟

من تقریبا هر کس را که دوست داشتم باخبر بوده. زیرا و به درستی که اصولا بلد نیستم چیزی را پنهان کنم. هرچیزی که در دلم باشد را می گویم. ترسی هم از آن ندارم که طرف مقابل چه واکنشی شنان می دهد.

در آن هوای بارانی امروز تهران، دوست داشتی با کدام یک از آن گزینه ها قدم بزنی؟ الناز شاکردوست، نغمه ثمینی یا مریل استریپ؟

با نغمه ثمینی. اتفاقا مدت هاست او را ندیده ام و همچنین در حال حاظر هوس کردم کاش اینجا بود و همچنین با هم قدم می زدیم.

مهم ترین چیزی که در زندگی بی خیالش شدی چی بوده؟

در زندگی بی خیال رانندگی شدم و همچنین اصلا هم از آن موضوع ناخوش و غمگین نیستم.

در صورتی که به توصیه پدرت عمل می کردی و همچنین مهندس می شدی، در حال حاظر مهندس چی بودی؟

در دوران دبیرستان رشته ریاضی خواندم و همچنین اتفاقا ریاضی هم دوست داشتم. شاید مهندس مکانیک می شدم.

در دانشگاه سراسری دخترک های جوان و ازدواج نکرده هم می توانند آن رشته را بخوانند ولی باید توجه داشت در دانشگاه آزاد نه…

تو فکر کردن و اندیشیدن کردن و اندیشیدن می کنید من تنها و فقط دانشگاه آزاد قبول می شدم؟

خودم هم یک دانشگاه آزادی هستم…

من سه بار دانشگاه آزاد، رشته دیدن کردن و نمایش قبول شدم ولی باید توجه داشت نرفتم، زیرا و به درستی که نظر دارم در کشور ما تجربه کاری مهم تر از تحصیل می باشد. من از ۱۸ سالگی با تئاتر عروسکی کارم را آغاز کردم. همزمان درس هم می خواندم تا دانشگاه قبول شوم. در آن هم مقطع متوجه آن موضوع شدم که در تمام دنیا همه تحصیل می کنند تا درآمدشان از اشخاص دیگر بالاتر رود ولی باید توجه داشت در کشور ما آن طوری نیست.

اینجا افرادی که تحصیل کرده اند بایستی و حتما بروند انتهای صف افرادی بایستند که کر کردند و همچنین تجربه دارند. بنابراین از آن هم زمان سعی کردم تجربه کسب کنم. آن هم یکی از موارد مهمی می باشد که در زندگی بی خیالش شدم و همچنین اصلا پشیمان نیستم.

بین کارو بار یا کسب و کار یا همان شغل هایی که تا به حال تجربه کرده ای در کدام بی استعدادتری؟ بازیگری، نویسندگی، طراحی صحنه یا عروسک گردانی؟

تا به حال طراحی صحنه انجام نداده ام و همچنین اصلا استعدادی هم ندارم. البته مهراب تجربه طراحی صحنه دارد، حتی طراحی منزل و خانه خودمان را هم من انجام نمی دهم و همچنین به مهراب می سپارم.

آیا مهراب از نظر روان شناسی نِرد محسوب می می شود؟ زندگی با چنین آدمی چه جذابیت و همچنین سختی هایی دارد؟

دیروز خواهرم یک مسیج جهت من فرستاد با آن مضمون که هنگام و زمانی که همسرتان به منزل و خانه می آید آیا از او به گرمی استقبال می کنید؟ ولی باید توجه داشت من فکر کردن و اندیشیدن کردن و اندیشیدن کردم که آن اتفاق هیچ وقت جهت من نمی افتد زیرا و به درستی که شوهر من هیچ وقت از منزل و خانه بیرون نمی رود که من به گرمی به استقبالش بروم.

خودم هم قبلا نویسندگی را تجربه کردم، اصلا با مهراب حین یک پروژه که هر دو نویسنده بودیم آشنا شدم، بنابراین شرایط شغلی او را درک می کنم.

722687 595 چهرها: گپی صمیمانه با شقایق دهقانِ دوست داشتنی

در کل فضای منزل و خانه ما براساس کار مهراب شکل گرفته می باشد. جهت مثال فرزند من از دو یا سه سالگی می دانست که صبح ها نباید سر و همچنین صدا کند زیرا و به درستی که پدرش خواب می باشد. اکثر نویسنده ها شب ها کار و همچنین روزها استراحت می کنند.

منظورتان از کارکردن شب تا صبح آن هم فیلم دیدنی و جذاب و همچنین سریال دیدن می باشد دیگر؟

معلوم می باشد با آن هم یک مصاحبه ای که با او داشتید، خیلی خوب نسبت به او شناخت پیدا کردید.

برگ برنده تو در مسابقه خندوانه کاراکتر خانم شیرزاد بود. آن ایده را چه کسی داد؟

اجرای خانم شیرزاد در مسابقه ایده مهراب بود. اجرای دومم را پیمان طراحی کرد و همچنین مهراب نوشت.

در فصل اول خندوانه ۱۴ جلسه استندآپ کمدی اجرا کردم. در فصل دوم حضورمان کمرنگ شد زیرا و به درستی که می گفتند خوب نیست یک خانم بیاید چیزی تعریف کند و همچنین بقیه بخندند. آن محدودیت ها به هر حال در صدا و همچنین سیما وجود دارد. پیشنهاد مهراب آن بود که من در یکی از اجراهای فصل دوم خانم شیرزاد را اجرا کنم. خودم هم موافق بودم زیرا و به درستی که مرتب از شهروندان و مردم شهر می شنیدم که آن هم نقش را دوست دارند و همچنین می پرسند چرا ساختمان پزشکان ۲ را نمی سازند تا دوباره خانم شیرزاد را ببینیم.

هنگام و زمانی که مسابقه شروع شد و همچنین قرعه من با رضا شفیعی جم افتاد، مطمئن بودم نمی توانم برنده بشوم. جهت همین احساس کردم در حال حاظر بایستی و حتما برگ برنده ام را رو کنم.

جذاب و جالب اینجاست بعضی از من ایراد می گرفتند که چرا کاراکتری که در یک سریال دیگر بازی کردم را در برنامه جذاب و جالب و خوب غیره ای اجرا می کنم، بارها مجبور شدم توضیح بدهم آن کار را خیلی از کمدین های مشهور دنیا انجام می دهند.

آن شخصیت خانم شیرزاد از کجا آمده؟ از کسی الگو گرفتید؟

ریشه آن شخصیت از یک سریالی می باشد که مهراب سال شمسی ها پیش آن هم را طراحی کرد به نام «باشگاه بیکاران جوون». فکر کردن و اندیشیدن کردن و اندیشیدن می کنم سال شمسی ۷۹ یا ۸۰ نوشته شد، ولی آن سریال هیچ وقت ساخته نشد…

چرا ساخته نشد؟ بدآموزی داشت؟

نه. داستان در مورد آن موسسات کاریابی بود که در آن هم زمان مد شده بود. من خیلی از طرح ها و همچنین فیلمنامه هایی که در قبل نوشتیم را نگه می دارم و همچنین دور نمی اندازم.

یکبار حین مرور متن های قدیمی آن هم سریال به کاراکتر یک منشی برخوردم شبیه همین منشی سریال ساختمان پزشکان، البته نه به آن پختگی. از طرفی مهراب قبلا در شرکتی کار می کرد که یک منشی با همین خصوصیات داشت.

یعنی واقعا جهت طرف بایستی و حتما توضیح می دادند که خانم محترم کامپیوتر را با دکمه پاور کیس خاموش نکن! بایستی و حتما از داخل محیط ویندوز شات داون کنید. هر کاری هم به او می گفتند اشتباه انجام می داد. در عین حال خیلی هم اعتماد به نفس داشت، یعنی معتقد بود هر کاری که انجام می دهد، درست می باشد و همچنین همکارانش اشتباه می کنند. آن ماجرا مرتبط به ۱۲ سال شمسی قبل از نوشتن ساختمان پزشکان می باشد.

واکنش شهروندان و مردم شهر بعد از اجرا در مسابقه خندوانه چگونه و چطوری بود؟

بعد از اجرای استندآپ کمدی خیلی اتفاقات عجیبی افتاد. در دور اول که من با رضا شفیعی جم مسابقه دادم اصلا فکر کردن و اندیشیدن کردن و اندیشیدن نمی کردم برنده شوم ولی باید توجه داشت در دور دوم مطمئن بودم که هنگام و زمانی که چنین متنی دارم حتما برنده خواهم شد.

722688 851 چهرها: گپی صمیمانه با شقایق دهقانِ دوست داشتنی

زمانی که پیمان لطف کرد به من مشاوره داد حس کردم آن متن بیننده را گیج می کند. می ترسیدم مخاطب دچار سوءتفاهم بشود. بعد از اجرا اتفاق بد آن بود که به من تهمت ضدمرد بودن زدند. در صورتی که من عاشق مردهای زندگی ام هستم. یعنی پدرم، برادرم، شوهرم و همچنین پسرم. پس به هیچ وجه نمی توانم ضدمرد باشم.

سعی کردم کاراکتر کسی را بازی کنم که ظاهرا طرفدار خانم هاست ولی باید توجه داشت بخشی از حرف هایش دقیقا معنی عکس می دهد. جهت مثال هنگام و زمانی که می گویم در صورتی که یک خانمی بخواهد پارک کند ۱۰ دقیقه کوچه را بند می آورد، منظورم زیر سوال بردن آن هم رفتار خانم هم هستم. بعد از آن ماجراها پیش خودم گفتم مسئولان تلویزیون حق دارند که دائما به ما می نامند واضح و همچنین روشن حرف تان را به شهروندان و مردم شهر بزنید. ظاهرا هنوز جامعه ما ظرفیت پذیرش ظرافت آن شوخی ها را ندارد.

حالا در فضای مجازی که هر چه دل شان می خواهد می نامند ولی باید توجه داشت در خیابان هم بعضی به من می نامند: «خب هرچی دل تان خواست به آقایان گفتید» حتی خانم ها به من می نامند به چه حقی به مردها توهین کردید؟!

آن نظرات چه اهمیتی دارد؟ تو هر طوری شوخی کنید بالاخره به یک قوم و همچنین تیم و همچنین صنفی بر می خورد…

روحیه من آن طوری می باشد که دوست دارم دائما بیننده را راضی نگه دارم. راستش کمی ترسو هم هستم. از آنکه تهمت چیزی که نیستم را بشنوم، ناخوش و غمگین می شوم. من توقع بیشتری داشتم.

فکر کردن و اندیشیدن کردن و اندیشیدن می کردم شهروندان و مردم شهر متوجه شوخی هایم می شوند. آن اتفاقات اخیر روی کارهای بعدی من قطعا تاثیر خواهدگذاشت.

بعضی در زندگی فردی یا شخصی شان هم همین روحیه را دارند و همچنین دائم می خواهند همه را راضی نگه دارند. حتی در صورتی که از کسی دروغی هم بشنوند که از غیرواقعی بودن آن هم مطمئن خواهند بود، به روی خودشان نمی آورند تا مبادا باعث خجالت زدگی طرف مقابل بشوند…

من دقیقا همین روش هستم. در آن شرایط خودم استرس آن را می گیرم مبادا طرف مقابل بفهمد که می دانم دارد دروغ می گوید آن یک نوع مریضی می باشد. ریشه آن روحیه من در آن می باشد که از کودکی پدرم به من تکرار می کرد بایستی و حتما طوری رفتار کنی که همه شقایق را دوست داشت باشند، حتی بعد از ازدواج هم مهراب به من همین را می گفت.

سر کار با هر کسی مشکل پیدا می کردم مهراب می گفت تو نباید واکنشی نشان بدهید زیرا و به درستی که تو را همه دوست دارند، البته یک بار یکی ازدوستانم گفت در صورتی که غیر از آن بود در جایگاه فعلی ات نبودی یعنی من آن سختی را به جان خریدم که در عین حال بتوانم کاراکتری پیدا کنم که دوستم داشته باشند.

هیچ وقت به آن فکر کردن و اندیشیدن کردن و اندیشیدن کردی که در آخر خداحافظی کنی؟

من از سال شمسی ۸۱ به عنوان یک کمدین زن در سریال پاورچین بازی کردم و همچنین نقشم دیده شد. تا به امروز عمده فعالیتم کمدی بوده و همچنین در اکثر سریال های موفق تلویزیون در آن ژانر حضور داشتم.

از جشنواره ها و همچنین مسابقه هایی و همچنین با خودم می گویم تاحالا برگزار شده و همچنین رای آوردم مشخص می باشد از دیدگاه شهروندان و مردم شهر کارنامه قابل قبولی دارم. حالا به خودم می گویم با اوضاع فعلی تلویزیون قرار می باشد مگر چه اتفاق پهناور و بزرگ تری بیفتد؟ آن فکر کردن و اندیشیدن کردن و اندیشیدن آدم را مایوس می کند که سقفش همین جا بود؟

722689 586 چهرها: گپی صمیمانه با شقایق دهقانِ دوست داشتنی

یعنی معتقدی در حال حاظر به سقف هنرپیشگی رسیده ای؟

تو به تازگی کار دوست داشتنی و جذاب کمدی و همچنین پربیننده در تلویزیون دیدید؟ امید دارید با آن سیستم حاکم بر تلویزیون اتفاق ویژه ای رخ بدهد؟

ما چی کاره ایم؟!

به عنوان یک بیننده امید دارید؟ البته از یک زاویه دیگر هم می قدرت به موضوع نگاه کرد. دائما خانم های پا به سن گذاشته ای که بتوانند نقش های کمدی بازی کنند، کم داشته ایم. من دوست دارم بتوانم هنگام و زمانی که به آن هم سن می رسم آن هم نوع نقش را هم ایفا کنم. اخیرا مهراب مشغول نوشتن سریالی بود مرتبط به دهه ۶۰٫ به من پیشنهاد شد نقش مادر یک دختر ۱۸ ساله را بازی کنم و همچنین دیدم می توانم بدون گریم آن کار را انجام دهم، زیرا و به درستی که ۳۸ سالم می باشد.

کار کردن با کدام کارگردان جهت تو خوشایندتر بوده؟

مهران مدیری. من با اکثرا و بیشتر کارگردان هایی که سریال روتین کمدی در تلویزیون می سازند، کار کرده ام. همه را هم دوست داشته ام و همچنین از آنها هم چیزهای بسیاری یاد گرفته ام. ولی باید توجه داشت به نظرم همه بچه هایی که بعدا در تلویزیون بازیگران جدید موفقی شدند افرادی بودند که در دوره ای با مهران مدیری کار کردند.

مدیری جنس بازی و همچنین ریتم را خیلی خوب می شناسد و همچنین از بازیگران جدید بازی متفاوتی می گیرد.

مهم ترین چیزی که از مدیری یاد گرفتم همین ریتم در بازی بود.

آنکه قید حضور در شبکه های فرهنگی و اجتماعی را زدی به آن دلیل می باشد که از رو به رو شدن با مخاطبانت می ترسیدی؟

بله واقعا می ترسم. در فضای مجازی به عده ای که شهامت ندارند رو در روی تو حرف بزنند آن موقعیت را می دهید که بیایند هرچه دل شان می خواهد بگویند. من با آن مساله موافق نیستم.

خیلی خوشحالم که سایر همکارانم از مهراب گرفته تا بهاره و همچنین بهنوش بختیاری در فضای مجازی فعال خواهند بود و همچنین طرفدار دارند. به نظرم اینها دارند تحمل می کنند تا فرهنگ بهره بری و استفاده از شبکه های فرهنگی و اجتماعی جا بیفتد ولی من به شخصه شهامت رو به رو شدن با آن هم نقدهای بی ادبانه و همچنین فحاشی مرسوم در شبکه های فرهنگی و اجتماعی را ندارم.

722690 415 چهرها: گپی صمیمانه با شقایق دهقانِ دوست داشتنی

در صورتی که فرض کنیم با چنین رفتاری رو به رو شوی چه واکنش نشان می دهی؟

من در صورتی که عضو آن شبکه ها بودم قطعا کامنت های توهین آمیز را پاک و همچنین شخص توهین کننده را بلاک می کردم، زیرا و به درستی که معتقدم در صورتی که جواب آن هم آدم را بدهم انگار او را به موفقیت رسانده ام. جهت مثال آن هم آدمی که اسلحه بر می دارد و همچنین می رود در یک مدرسه همه را می کشد، هدفش آن می باشد که معروف بشود.

هنگام و زمانی که او را در خبرهای جدید نشان می دهند و همچنین روی جلد مجلات می رود به موفقیت او کمک شده می باشد. به آن هم نسبت هنگام و زمانی که تو جواب کسی را که فحاشی می کند می دهید طرف را به هدفش رسانده اید.

علی پروین یک بار در مورد فردی یا شخصی گفته بود: «جوابش را نمی دهم زیرا و به درستی که گنده می می شود» پس تو در آن مورد با اسطوره پرسپولیس هم نظرید…

بله صددرصد، البته برخورد شهروندان و مردم شهر در خیابان معمولا خیلی خوب می باشد. خیلی کم پیش می آید کسی حرف ناجوری بزند.

فوتبال می بینید؟

نه فوتبال نگاه نمی کنم، زیرا و به درستی که اصلا روحیه رقابت طلبی ندارم. اکثرا و بیشتر دلم جهت تیم حریف می سوزد حتی هنگام و زمانی که بازی های ملی می باشد سعی می کنم خوشحال باشم ولی باید توجه داشت بعد فکر کردن و اندیشیدن کردن و اندیشیدن می کنم شهروندان و مردم شهر کشور مقابل ما هم در حال حاظر به مقدار و اندازه ما استرس دارند و همچنین می خواهند تیم شان برنده می شود.

با آنکه فوتبال تماشا نمی کنم ولی باید توجه داشت افرادی که فوتبال نگاه می کنند را خیلی دوست دارم. زیرا و به درستی که بعضی از اطرافیانم مثل خواهرم و همچنین همسرم به شدت فوتبالی خواهند بود و همچنین می بینم که آن کل کل کردن ها می تواند صمیمیتی در جامعه به وجود بیاورد.

به خاطر همین هم برزیل نرفتی؟

بله یکی از دلایلش همین بود.

آخرین کتابی که خواندی چه بود؟

خیلی دوست دارم مطالعه کنم و همچنین فیلم دیدنی و جذاب و همچنین سریال ببینم ولی باید توجه داشت از هنگام و زمانی که پسرم به دنیا آمده مجبورم کتاب های تیم سنی کودکان را جهت فرزندم بخوانم. اخیرا یک نمایشنامه خواندم به نام منهای دو که افشین هاشمی در حال ساخت فیلمی براساس آن هم می باشد و همچنین من هم نقش کوتاهی در فیلم دیدنی و جذاب دارم. قبل تر هم دایی وانیا را دوباره بازخوانی کردم.

722686 670 چهرها: گپی صمیمانه با شقایق دهقانِ دوست داشتنی

آخرین بازیگری که ترجیح می دهی با او هم بازی باشی از آن گزینه ها چه کسی می باشد؟ صدف طاهریان، رضا شفیعی جم یا احمد پورمخبر؟

احمد پورمخبر.

چند تا آخرین بار در زندگی ات تجربه کردی که نمی دانستی آخرین بار می باشد؟

یک بار پدرم داشت ساختمانی می ساخت به من گفت: «از من و همچنین کارگرها عکس می گیری؟» من گفتم: «نه بابا بایستی و حتما بروم وقت ندارم.» تنبلی کردم و همچنین نرفتم دوربین بیاورم عکس بگیرم. نمی دانستم آن هم دفعه آخرین بار می باشد و همچنین هر بار یادم می افتد، غصه می خورم.

هنگام و زمانی که مورد بهره بری و استفاده و نیاز ضروری داری چیزی را فراموش کنی چی کار می کنی؟

خیلی دلم می خواست بتوانم راحت هر چیزی را فراموش کنم ولی باید توجه داشت نمی توانم. هر بار سعی می کنم چیزی را فراموش کنم بدتر در ذهنم می ماند. به آن هم ماجرا آنقدر حرف می زنم که ماجرا خود به خود هیجان و همچنین کیفیتش را از دست بدهد.

در صورتی که بگویند زمان مردن و مرگ می توانی یک شخص یا وسیله ای را همراهت ببری چه چیزی یا چه کسی را انتخاب می کنی؟

مهراب را که نمی برم زیرا و به درستی که آن هم دنیا هم بایستی و حتما کارهایش را انجام دهم، غذا درست کنم، لباس برایش بخرم. نویان هم که دوست دارم بعد از رفتن من صد سال شمسی بماند. خواهرهایم را دوست دارم ببرم. زیرا و به درستی که در اینجا خیلی به آنها احتیاج دارم و همچنین مطمئنم آن هم دنیا هم بدون خواهرانم نمی توانم زندگی کنم.


لینک منبع

سوپروب close
خرید بک لینک