آخرین اخبار
خانه » تفریحی » چهرها: هنگامه قاضیانی: می خواهم جهت خانم ها آواز بخوانم!

چهرها: هنگامه قاضیانی: می خواهم جهت خانم ها آواز بخوانم!

مطلب: هنگامه قاضیانی: می خواهم جهت خانم ها آواز بخوانم! در تاریخ ۲۹ December 2015 | 7:07 am نشر یافته شده شده می باشد.
به به گفته ۸ ثانیه:

هفته نامه چلچراغ – رضا صدیق: هنگامه قاضیانی بازیگر اصلی فیلم دیدنی و جذاب پدر آن هم غیره ای بار دیگر در نقشی که به او محول شده، تلاشش را جهت استاندارد ارائه دادن آن هم کرده می باشد، ضمن آن که او اساس بازیگر بدی نیست، یعنی بعید به نظر می رسد از خط استاندارد پایین تر بیاید.

مقدار و اندازه و میزان خوب یا متوسط بودن او اکثرا و بیشتر منوط می می شود به انتخاب هایی که می کند. گفت و همچنین گوی پیش رو چکیده ای می باشد از مکالمه طولانی ما با هم. او با در نظر گرفتن عقاید خودش، در مورد آن فیلم دیدنی و جذاب، سرنوشت و همچنین گریز و فرار از خودشیفتگی حرف های جالبی زده می باشد!

722320 621 چهرها: هنگامه قاضیانی: می خواهم جهت خانم ها آواز بخوانم!

مسیر بازیگری تو نشان داده می باشد که در انتخاب نقش هایتان وسواس خود را دارید و همچنین حالا در «پدر آن هم دیگر» حضور پیدا کرده اید. فیلمی که یک اقتباس ادبی محسوب می می شود. علت آن حضور را می می شود آن فاکتور دانست؟

اقتباس جهت من موضوع جذابی می باشد. سال شمسی هایی که در آمریکا دانشجو بودم بسیاری از فیلم دیدنی و جذاب هایی که می دیدم در آن هم زمان براساس رمان هایی بود که خوانده بودم. اینگونه هم بود که ذهنم به سمت سلیقه هایی که بایستی و حتما در من شکل می گرفت، می رفت.زیرا و به درستی که بلوغ ذهنی آدم ها به نظرم در سال شمسی های میان ۲۵ تا ۳۰ سالگی شکل می گیرد. البته کاری به بلوغ جسمی ندارم و همچنین چیزی که در مورد بلوغ همه آدم های روی زمین در نظر می گیرم، بلوغی می باشد که در آن دوره اتفاق می افتد که خیلی بلوغ عجیبی می باشد و همچنین قسمت و بخش بسیاری از شخصیت در همین زمان شکل می گیرد.

 در مورد خودم تعداد بسیاری از فیلم دیدنی و جذاب هایی که دیده بودم و همچنین البته دوستشان هم داشتم، اقتباس بودند. حالا در مورد پدر آن هم غیره ای هم بایستی و حتما بگویم که من آن کتاب را خیلی پیش از آن خوانده بودم. رمانی می باشد که به هفت زبان متنوع و گوناگون و مختلف در دنیا ترجمه شده و همچنین جایزه سن سباستین را هم گرفته می باشد. شخصا با پرینوش صنیعی ارتباط قلبی به عنوان یک مولف در جهان ادبیات دارم و همچنین بیش از مقدار و اندازه آن زن و همچنین افکاری که دارد را می پسندم.

 البته آن که روان شناسی خوانده و همچنین بعد به سمت ادبیات آمده در آن نگاهی که دارد بی تاثیر نیست. جذاب و جالب تر آن بحث و داستان آن می باشد که من اصلا فکر کردن و اندیشیدن کردن و اندیشیدن نمی کردم که چهار، پنج سال شمسی بعد از خواندن آن اثر، فیلمنامه اش نوشته می شود و همچنین من جهت یکی از شخصیت های اصلی کتاب انتخاب شوم و همچنین قرار باشد آن هم را بازی کنم.

با توجه به شناختی که از نوشته های خانم صنیعی و همچنین «پدر آن هم غیره ای» دارید، اقتباس خوبی اتفاق افتاده می باشد؟

بله، اقتباسی که از اثر انجام شده بود جهت من جذاب و جالب بود. هنگام و زمانی که متن را خواندم، آن هم را دوست داشتم و همچنین به نظرم شخصیت ها به خوبی شکل گرفته اند و همچنین می قدرت براساس آن هم امیدوار بود که کتاب جان می گیرد. آن شد که با تیم همکاری کردم و همچنین به نظر خودم انرژی بسیاری در آن کار گذاشتم. زیرا و به درستی که در آن فیلم دیدنی و جذاب من سه بچه داشتم و همچنین واقعا کار کردن با بچه سخت هست.

عموما هنگام و زمانی که اقتباسی به سینما بدل می می شود با تغییراتی رو به رو می می شود که گاه پسندیده می شوند و همچنین گاهی خوب از کار در نمی آیند. زیرا هر شخص از یک متن خوانش های خود را دارد و همچنین آن خوانش در بدل شدن به تصویر خروجی متغایر و متفاوت دارد. نگران آن بعد از ماجرا نبودید؟

نه! راستش نترسیدم. زیرا و به درستی که فیلمنامه را که خوانده بودم احساس می کردم فضای کاملی دارد و همچنین می توانستم مریم را ببینم که همانی می باشد که در رمان شناخته بودم. من حفره ای را در آن باره نمی دیدم. زیرا و به درستی که معمولا زمانی مشکل پیش می آید که حفره ای را در خودم ببینم و همچنین در آن مورد چنین موضوعی اتفاق نیفتاد. توانستم ارتباط خوبی با فیلمنامه برقرار کنم.

722317 627 چهرها: هنگامه قاضیانی: می خواهم جهت خانم ها آواز بخوانم!

اولین برخوردتان هنگام و زمانی که فیلم دیدنی و جذاب را خودتان دیدید هم همین جنس از حس بود؟

سال شمسی قبل در جشنواره جهت اولین بار در برج میلاد فیلم دیدنی و جذاب را دیدم و همچنین آن هم روز به من گفتند که خانم پرینوش صنیعی آمده اند و همچنین قرار می باشد با هم فیلم دیدنی و جذاب را ببینیم، من ترسیدم. در آن هم روز استرس گرفتم که وای آمده و همچنین حالا قرار می باشد مریمی که خلق کرده را ببیند ولی باید توجه داشت هنگام و زمانی که فیلم دیدنی و جذاب تمام شد، به سمت من آمدند و همچنین بغلم کردن و همچنین با چشمانی که اشک در آنها بود گفتند که: عجیبه عجیبه! مریمم را زنده کردی. به عبارتی انگار در دنیای متکثر آن حضور جفت شد و همچنین اتفاق افتاد. به نظرم همه چیز خوب جلو رفت.

جذاب و جالب می باشد زیرا و به درستی که هنگام و زمانی که کتابی را می خوانی و همچنین بعد تصویرش را می بینی، به دلیل آن که کتاب در ذهن صور خیال را می سازد، با خلق تصویرش انگار فاصله دارد.

بله، حتما آن اتفاق می افت. مثلا شب های سپید داستایوفسکی را من ۲۴ سالم بود که در دروس دانشگاهی ام خواندم و همچنین هنگام و زمانی که فیلم دیدنی و جذاب شب های روشن ساخته شد و همچنین آن هم را دیدم یک چیزهایی فرق می کرد و همچنین متغایر و متفاوت بود. مثلا یکی از زیباترین قسمت و بخش های کتاب زمانی می باشد که مادربزرگ با سنجاق قفلی دختر را به خودش وصل می کند، ولی باید توجه داشت آن تصویر در فیلم دیدنی و جذاب نبود. تعداد فانتزی هایی در بعضی کتاب ها خواهند بود که ما نمی توانیم آن هم ها را در فیلم دیدنی و جذاب بیاوریم. ولی باید توجه داشت فانتزی های رمان پدر آن هم غیره ای فانتزی هایی بود که باورپذیر و همچنین نزدیک به دنیای حقیقی بود و همچنین از همین رو قابل اجرا بود.

حجم رمان «پدر آن هم غیره ای» خیلی اکثرا و بیشتر از چیزی بود که ما روی پرده سینما دیدیم و همچنین خورده داستان هایی در کتاب هست که ما آن هم را نمی بینیم و همچنین به همین دلیل هم گویا قرار بوده که مجموعه تصویری و تلویزیونی می شود. در آن هم صورت باز هم در نقش مریم بازی می کردید؟

نه!

چرا؟

در صورتی که قرار باشد در کار تلویزیون حضور داشته باشم تنها و فقط سریال های تاریخی را می پسندم. یک موضوع کاملا سلیقه ای می باشد، زیرا و به درستی که نوع پوشش کارهای تاریخی را می پسندم. پوشش لباس های امروز را دوست ندارم و همچنین اصلا سلیقه من نیست.

تو در ایفای نقش های مادرانه در مسیر کاریتان نشان داده اید که تفاوت مادرانگی را به خوبی دیدن کردن و نمایش می دهید.

مشکلی که ما در جامعه با آن هم روبرو هستیم و همچنین حتی در قسمت و بخش سینما اکثرا و بیشتر هم دیده می می شود، آن می باشد که هنگام و زمانی که در مورد خیانت صحبت می کنیم، چند شاخه متغایر و متفاوت دارد و همچنین یک خیانت کار دائما به یک شکل خیانت نمی کند. در بحث مادرانگی نیز همین گونه می باشد. چند ورژن متغایر و متفاوت از مادر بودن راداریم و همچنین همه شبیه بهم و همچنین یک شکل مادر نیستند. دائما قاتل یک شکل نیست، درست مثل تنوع شخصیتی که در کل جامعه داریم که مشهود می باشد. ولی باید توجه داشت ما در سمتی حرکت می کنیم که همه شبیه به یکدیگر می شویم و همچنین شخصیت ها را یک بعدی می کنی. همه مادرها شیدایی داشته باشند.

سوال آن جاست که آن خط از مسیر حرفه ای تو که نقش مادرانه زیاد بازی می کند پیشامد جدید و همچنین انتخاب فردی یا شخصی خودتان هم هست؟

واقعا پیشامد جدید من نبوده و همچنین نیست. جذاب و جالب آن می باشد که اصلا من در سال شمسی ۷۹ کارم را از سینما و همچنین با آقای حسن هدایت شروع کردم در نقش مادر بازی کردم. آن اتفاق جز تقدیرم بوده می باشد. البته تقدیری که خودم هم در آن هم انتخاب کردم. زیرا و به درستی که در جهان ابعاد بحثی وجود دارد، مبنی بر آن که یک دست تقدیر و همچنین یک دست انتخاب وجود دارد که از میان تقدیرها هم می قدرت انتخاب کرد. چیزی که در آن سال شمسی ها به سمت من آمد نقش مادرانه بود. واقعا خودم دنبال آن هم نیستم.

 بازیگری جهت من شیدایی می باشد و همچنین در آن صورت هم دوست دارم ابعاد متنوع و گوناگون و مختلف آن هم را امتحان و همچنین تجربه کنم. ۱۰ سال شمسی می باشد که اوضاع سینما ضعیف می باشد و همچنین فیلمنامه ها خیلی ضعیف شده اند و همچنین ما می خواهیم به روی خودمان نیاوریم. هر فیلمنامه خوبی برایم بیاید قبول می کنم و همچنین اصلا به آن فکر کردن و اندیشیدن کردن و اندیشیدن نمی کنم در آن نقش سنم را زیاد می کنند یا چه نقشی دارم، همین که فیلمنامه خوب باشد و همچنین من جای کار در آن هم داشته باشم، برام مهم می باشد.

722318 934 چهرها: هنگامه قاضیانی: می خواهم جهت خانم ها آواز بخوانم!

در مواجهه با هنگامه قاضیانی با دو فاکتور رو به رو می شوی؛ یکی هجرت می باشد و همچنین غیره ای فلسفه. دو وجهی که هر کدام در پدید آمدن اندیشه یک هنرمند مجزا دنیایی خلق می کنند. آدورنو می گوید هنگام و زمانی که فردی از جغرافیای محل زیست و همچنین تولدش هجرت می کند حتی در صورتی که به آن هم نقطه بازگردد باز هم مهاجر می باشد؛ حالا در آن میان تو فلسفه هم خوانده اید و همچنین آن ابعاد در کنار هم شخصیت یک هنرمند بازیگر یعنی تو را می سازد. سوال اینجاست؛ چه می می شود که شمایی که مهاجرت کرده اید و همچنین از ایران رفته اید و همچنین فلسفه خوانده اید و همچنین بازگشته و همچنین آمده اید، حالا حالتان را در بازیگری پیدا می کنید؟

چه منظر جالبی. اتفاقا چند شب قبل که داشتم کتابخانه ام را مرتب می کردم به کتاب جهالت کوندرا رسیدم و همچنین گذاشتمش روی میزم که دو بار آن هم را بخوانم، زیرا و به درستی که آن روزها دوباره ذهنم به سمتی حرکت می کند که احتمال انقلاب هایی هم وجود دارد که ممکن می باشد چندان جذاب و جالب نباشد. انقلابی که داخل خودم شروع می می شود باعث تغییر می می شود و همچنین آن تغییرات هم هولناک می باشد، مانند آن می باشد که در جنگلی گم شوی.

درواقع بایستی و حتما جا به جایی هایی در درون خودت اتفاق بیفتد. من بعد از جدایی ام به آمریکا رفتم به آن نیت که برگردم به ایران و همچنین بازیگر شوم. داستان آن گونه بود که ۲۴ سالم بود که به حبیب کاوش پیغام دادم و همچنین ایشان آن هم زمان به من گفتند که برو و همچنین ادامه تحصیل بده و همچنین دوباره برگرد و همچنین بعد بازیگر می شود. من رفتم که درس بخوانم تا یک زن تحصیل کرده باشم. و همچنین برگردم و همچنین بازیگر بشوم. در آمریکا و همچنین سال شمسی اول حتی افسردگی گرفتم.

در خارج از کشور تو هر رشته هنری که می خواهید بخوانید ۱۲ واحد فلسفه را بایستی و حتما بخوانید، فلسفه علم مادر می است و خواهد بود.در آن اوضاع چرا من به سراغ فلسفه رفتم؟ هنگام و زمانی که آن هم جا رفتم، می خواستم هنر بخوانم که زیرا و به درستی که جدید و تو و تازه هم طلاق گرفته بودم و همچنین چیدمان های جهان من در ۲۴ سالگی به هم ریخته بود و همچنین آخر رویاپردازی های یک دختر در آن سن که دچار توفان شده می باشد را بایستی و حتما چه کنم؟

من دائما به فکر کردن و اندیشیدن کردن و اندیشیدن ساختن بوده ام و همچنین از نابودی گریزان بودم. فلسفه دید من را نسبت به چیزی که می توانسته بود آوار باشد، عوض کرد و همچنین اعتماد به نفس را به جایش قرار داد زیرا و به درستی که من از دنیایی که «چرا آن اتفاق برایم افتاد» وارد جهانی شدم که چرایی هایش خیلی زیاد اکثرا و بیشتر و همچنین پهناور و بزرگ تر بودند و همچنین من اصلا فرصت آن را نداشتم که به خودم به عنوان ذره ای از آن جهان فکر کردن و اندیشیدن کردن و اندیشیدن کنم.

برنارد شاو می گوید: خرد جهان در دیدگاه خداوند جنون می باشد. یعنی من به نقطه ای رسیده بودم که یک سری چیدمان هایی را که در ذهنم بهم ریخته می باشد را مرتب کنم و همچنین دوباره بچینم. با تمام مکاتب فلسفه و همچنین با فلسفه تطبیقی جهان من تغییر کرد و همچنین من در کشور غریب بودم، از فلسفه شرق وارد فلسفه اروپایی شدم که فضای من کاملا تغییر کرد. من فلسفه را می بلعیدم و همچنین تغییر پیدا کردن به همه زندگی من شده بود.

نفس بودن در غربت هنگام و زمانی که دنیای اطرافت را تماشا می کنی خود به فلسفیدن می رسد، چه برسد به آن که ابزارش نیز در دستت باشد.

بله، فلسفه همه زندگی من شده بود. من شب و همچنین روز با آن هم زندگی می کردم. واقعیت آن می باشد که همه ما فیلسوف هستیم. هر انسانی که فکر کردن و اندیشیدن دارد فیلسوف دنیای خودش می باشد. فلسفه به من کمک کرد و همچنین من مدیون هر دو رشته ای هستم که خواندم. جهت مثال با رشته قبلی خودم گردش های علمی بسیاری رفته بودم، آدم های متنوع و گوناگون و مختلف در جغرافیاهای متغایر و متفاوت را دیده بودم و همچنین تاثیرات که بر روی رفتار آدم ها هست را دیده بودم، صبورتر می شوی.

و همچنین زاویه دوربینت های انگل می می شود و همچنین از بالاتر به تماشا می نشیند.

و همچنین البته بالطبع در جامعه مثل ایران هم عذاب بیشتری می کشی. یعنی زیرا و به درستی که کم آدمی هست که بتوانی با او هم کلام شوی.

پس آن گونه می توانیم بگوییم که تو در نقش هایی که انتخاب می کنید زیست فلسفی ذهنتان را پیش می برید؟

آگاهانه نه! من اراده و تصمیم راسخ آگاهانه ندارم. بدون دروغ بخواهم بگویم، قسمت و بخش آگاهانه مغزم خاموش می باشد و همچنین اصلا نمی دانم بعضی اتفاق ها چرا و همچنین چگونه و چطوری می افتند. من قسمت و بخش ناخودآگاهام فعال می باشد و همچنین در صورتی که آن هم بسته می شود، من هم تمام می شوم. از همین رو آن هم قسمت و بخش ناخودآگاه جریان را جلو می برد و همچنین همه اتفاق ها را هم رقم می زند.

یعنی به گونه ای اشراقی به بازیگر نگاه می کنید؛ تو قدمت را بر می داری و همچنین آن هم چیزی که بایستی و حتما اتفاق می افتد. زیرا و به درستی که در کلامتان هم پیشتر گفتید که تکنیک را در بازیگری قبول ندارید.

دقیقا ندارم، زیرا و به درستی که تو هنگام و زمانی که آدم باهوش و همچنین متمرکزی باشید، تکنیک بر روی تو سوار می می شود و همچنین مثلا می می شود آن که جا قرار بگیری که دوربین تو را بگیرد، نور را بشناسی و همچنین… ولی از یه جایی به بعد در بازیگری من نه نور می بینم و همچنین نه دوربین را! اصلا معروف هم هستم به آن موضوع.یک بار یکی از کارگردان ها به من گفت می می شود کمی صورتت را به سمت دوربین بگردانی؟

 ما بایستی و حتما به دیگر بازیگرها بگوییم که کمی سرت را آن هم سمتی کن و همچنین دوربین را نبین و همچنین برعکسی… زیرا و به درستی که من گاهی به قدری در مسائل فرو می روم که یادم می رود صورتم مهم می باشد و همچنین اصلا در چه حالی می باشد. هنگام و زمانی که پای آینه گریم می نشینم یادم می ورد با آن صورت هستم و همچنین در آن هم لحظه با صورت های غیره ای زندگی می کنم و همچنین خودم را جهان ارواح پیوند می زنم تا بتوانم نقشی را به بهترین شکل اجرا کنم.

آن خلق و همچنین خو مغایر با ویترین بازیگری نیست؟ زیرا و به درستی که اصولا بازیگر یعنی ویترین و همچنین تو آن هم را فراموش می کنید.

به آن دلیل که سینمای ایران به شدت آن ویترین را می پرورداند. من فراموشش می کنم. سینمای اروپا و همچنین آمریکا هم صورت دارد و همچنین به خاطر جذابیت هایشان انتخاب می شوند ولی تو در آن هم جایگزین های درجه یکی را می بینید، آن هم ها چقدر به صورتشان توجه می کنند؟ افرادی مثل مریل استریپ یا ژولیت بینوش چقدر به آن فکر کردن و اندیشیدن کردن و اندیشیدن می کنند که مثلا گوشه لبشان جلوی دوربین در حال افتادن می باشد؟ در صورتی که اعتماد به نفس مطمئنه خودت داشته باشی، درگیر صورت نمی شوی و همچنین درگیر صورت های دیگر می شوی.

722319 759 چهرها: هنگامه قاضیانی: می خواهم جهت خانم ها آواز بخوانم!

اصلا ظاهر برایت مهم نیست. من گاهی خیلی چیزها را اصلا نمی فهمم. من با طراحی لباس در ایران مشکل دارم و همچنین جهت آن هم خیلی جنگیدم، ولی باید توجه داشت دیدم هر کاری کنیم آخرش همین می باشد و همچنین تغییر نمی کند. ما چند طراح لباس خوب در سینما داریم که کارشان را خوب انجام می دهند؟ از جایی به بعد هنگام و زمانی که می بینم طراح لباس و همچنین کارگردان درک درستی از زیبایی شناسی ندارند و همچنین من حالا به خاطرش بایستی و حتما صورت دیگر را از دست بدهم؟ آن کار را نمی کنم.

جهت من بازیگری خیلی مقدس می باشد که در مورد چیزهای دیگر به کار می بریم فرق می کند. برایم چیزی مانند اجرای آیین می باشد و همچنین هنگام و زمانی که جلوی دوربین می روم یا روی صحنه هستم درواقع دارم آیین های رفتاری را اجرا می کنم که لایه های اسطوره شناسی دارند. جهت من جهان بازیگری آن گونه معنا پیدا می کند.

و همچنین آن هم صورت دیگر بازیگری که تو در کشف آن هم می گردید چیست؟

صورتی می باشد که در خاطره زمان ماندگار می می شود و همچنین ثبت.

ابتذالی عمومی که شاید بخشی از آن هم به جامعه بازگردد و همچنین بخشی نیز به بازتولید آن خواسته در سینمای امروز، در سینمای ایران بسط پیدا کرده چهره سینمای ایران را در خود گرفته می باشد. ابتذالی که بر وجه همین صورتی که تو نفی اش می کنید ایستاده و همچنین ویترینش را آن هم جا بنا کرده می باشد. آن جاست که آن پرسش ساخته یا ایجاد می می شود که در چنین سینمایی، بازیگر مستلزم و نیاز دارد که اصلا جهان بینی داشته باشد و همچنین از دنیای اندیشه برخاسته باشد.

بله، خیلی هم مستلزم و نیاز دارد. اصلا تنها کشوری که بازیگر جهان بینی ندارد و همچنین حتی به او تذکر داده نمی می شود که به اندیشه و همچنین ایدئولوژی مستلزم و نیاز دارد، ایران می باشد. تو خارج از ایران مصاحبه های بازیگرها را که می خوانی، خیلی زیاد متغایر و متفاوت می است و خواهد بود.در آن جا بازیگرها مصاحبه نمی کنند، زیرا و به درستی که بهانه می آورند و همچنین پایین آمدن کلاس را بهانه می کنند.

 ولی باید توجه داشت به نظرم در صورتی که حرفی جهت گفتن داشته باشند، حرف می زنند و همچنین کلاسشان هم پائین نمی آید. اتفاقا در صورتی که بازیگری که حرف درست و همچنین حسابی بزند، می تواند کلاس سینما در کشور را هم بالا ببرد و همچنین هنگام و زمانی که کسی آن هم ها را می خواند، بگوید آن ها تنها صورت نیستند و همچنین تفکری هم جهت خودشان دارند.

نقطه نیز همین جاست که هنگام و زمانی که سینماگر از نشریات و مطبوعات می خواهد که سوال هایی که موردپسندش می باشد بپرسند در غیر آن صورت به او بر می خورد و همچنین سگرمه در هم می کند و همچنین بالعکس، هنگام و زمانی که مطبوعاتی ها به دنبال تنها صورت و همچنین ویترین بازیگران جدید باشند و همچنین در جهانش کنکاش نکنند، اوضاع بدتر هم می می شود.

بله، در نشریات و مطبوعات هم ما آن معظلات و مسائل و مشکلات را داریم. ولی باید توجه داشت خواهند بود و همچنین می قدرت پیدا کرد غیر آن را. مثلا جلسه امروز من با تو و همچنین گپمان. من خیلی خوشحال هستم که آن بحث ها اتفاق افتاد و همچنین خیلی متاسف هستم که امروز ما در سینما تنها و فقط به فکر کردن و اندیشیدن کردن و اندیشیدن صورت هستیم. زمانی سینمای دهه ۶۰ چقدر دوست داشتنی و جذاب بود؟

خود من به خاطر آن هم دوره به سینما علاقه مند شدم، در حدی که حاضر باشم از شهری که به هر حال جذابیت های خودش را دارد بر می گردم تا ادامه دهنده مسیرش باشم؛ پس من الگو و همچنین محرک خوبی داشتم که برگشتم، محرک های هم سیمین معتمد آریا، گلاب آدینه، سوسن مقصودلو بود، جمشید آریا در بازیگری بود که دم در سینماها و همچنین در خیابان ها برایش صف بسته می شد.

722321 138 چهرها: هنگامه قاضیانی: می خواهم جهت خانم ها آواز بخوانم!

فکر کردن و اندیشیدن همه چیز را زیباتر می کند و همچنین به همه چیز برکت می دهد. در آن روزگار برکت از همه چیز گرفته شده و همچنین شهروندان و مردم شهر حق دارند. شهروندان و مردم شهر بایستی و حتما با هنرمندهای جامعه خودشان به جایی برسند. خود من بارها خواسته ام صفحه اینستاگرام خودم را ببندم زیرا و به درستی که فکر کردن و اندیشیدن کردن و اندیشیدن کرده ام در طول روز چقدر آدم ها را درگیر خودم می کنم که آن ها می توانند کتاب بخوانند یا فیلم دیدنی و جذاب ببینند؟ در عین حال نمی قدرت هم نداشت ،زیرا و به درستی که بایستی و حتما بقیه صفحه های جعلی را کنترل کرد. ولی خود من سعی کردم در صفحه ام به معرفی کتاب بپردازم، ولی باید توجه داشت در عین حال بعضی ها می خواهند صورت من را ببینند.

در واقعیت و حقیقت در جهانی زندگی می کنیم که مدام بایستی و حتما فکر کردن و اندیشیدن کردن و اندیشیدن کنیم و همچنین آن کار از آدم انرژی و همچنین قدرت می گیرد. در آن میان بعضی ها هم خواهند بود که نمی خواهند انرژی بگذارند، می ترسند پوستشان خراب می شود! ولی باید توجه داشت من اصلا به آن موضوعات فکر کردن و اندیشیدن کردن و اندیشیدن نمی کنم فکر کردن و اندیشیدن کردن و اندیشیدن می کنم انتخاب شده ام و همچنین مامور هستم و همچنین رسالتی بر دوش من هست.

 من جهت خودم در جهان بازیگری خودم زندگی می کنم، ممکن می باشد در آن هم تنها باشم و همچنین آن تنهایی روز به روز هم اکثرا و بیشتر می می شود ولی باید توجه داشت نسبت به خودم حس بدی ندارم و همچنین تشکر می کنم از جهان و همچنین شرایطی که زندگی جهت من به وجود آورد تا من فکر کردن و اندیشیدن کردن و اندیشیدن کنم.

من آدم هستم و همچنین بایستی و حتما فکر کردن و اندیشیدن کردن و اندیشیدن کنم. بعضی ها خواهند بود که به من می نامند تو خیلی فکر کردن و اندیشیدن کردن و اندیشیدن می کنی و همچنین اصلا همین موضوع مشکل توست. در آن شرایط که بعضی فکر کردن و اندیشیدن کردن و اندیشیدن کردن را پهناور و بزرگ ترین نقطه ضعف من می دانند و همچنین می نامند: بی خیال! ما اصلا فکر کردن و اندیشیدن کردن و اندیشیدن نمی کنیم. آن مواقع می باشد که رو به روی من حفره ای به وجود می آید که من کجا هستم؟و همچنین با خودم می گویم زمین گرد می باشد و همچنین هر کجا بروی جهالتی وجود دارد، تو سعی کن زیر تاریکی جهالت قرار نگیری، سعی کن در اقلیت نور آگاهی قرار بگیری و همچنین از آن هم جا تغذیه شوی؛ و همچنین شعری از دیوان شمس را زمزمه می کنم که: من گنگ خواب دیده و همچنین عالم تمام کر؛ من عاجزم ز گفتن و همچنین خلق از شنیدنش.

در صورتی که بخواهید سلوک حرفه ای خود را از جایگاه یک منتقد به نقد بنشینید و همچنین آن هم را بازگو کنید، چه نقدی بر خود وارد می دانید؟

در صورتی که کسی حتی مرا نقد نکند، من خودم را هر روز نقد می کنم. زیرا و به درستی که دلم می خواهد بیش از آن ها جهت شهروندان و مردم شهر کارهایی را انجام بدهم و همچنین در صورتی که نتوانسته ام کاری را پیش ببرم، از آن جهت بوده که دایره عمل من محدود بوده می باشد و همچنین گاهی اوقات هم فکر کردن و اندیشیدن کردن و اندیشیدن می کنم محدودتر شده می باشد.

و همچنین در مقابله با آن دایره محدود شونده چه کرده اید؟

آن روزها اراده و تصمیم راسخ های جدید گرفتم و همچنین می خواهم جهت خانم ها آواز بخوانم. یعنی آن کار را شروع کرده ام و همچنین در صورتی که مجوز وزارت ارشاد را بگیرم آن اتفاق خواهد افتاد. البته آن روش نیست که من به عنوان خواننده شناخته شوم، بلکه هنگامه قاضیانی باشد و همچنین خانم ها در تالار وحدت جمع شوند و همچنین با هم آواز بخوانند. با آن کار می توانم از جای غیره ای دل خودم را با شهروندان و مردم شهر پیوند بزنم و همچنین خوشحال خواهم بود که آن اتفاق در باره موسیقی رخ بدهد. زیرا و به درستی که می توانم در شیدایی و همچنین عشق ارتباط بهتری بگیرم.

کار غیره ای که در مورد آن هم فکر کردن و اندیشیدن کردن و اندیشیدن می کنم، تدریس می باشد و همچنین دوست دارم به عزیزانی که دهه ۶۰-۷۰ خواهند بود و همچنین دوست دارند با من باشند، در یک جایی جمع شویم و همچنین در مورد جهان بینی ها، زندگی روی زمین صحبت کنیم و همچنین با آن کار قلب من کمی آرام می شود که کاری را انجام داده ام و همچنین آن روش نباشد که من با خودم فکر کردن و اندیشیدن کردن و اندیشیدن کنم که چه کاری انجام داده ام. من دوست ندارم یک روزی جهت خودم از واژه «که چی؟» بهره بری و استفاده کنم.

722315 891 چهرها: هنگامه قاضیانی: می خواهم جهت خانم ها آواز بخوانم!

یعنی شرایطی که می خواستید برایتان اتفاق بیفتد، هنوز اتفاق نیفتاده می باشد؟

چرا، تا حدودی افتاده. آن حس خوبی به من می دهد که من فیلم دیدنی و جذاب خودم را کار می کنم و همچنین ناگهان با یک مصاحبه می توانم دگرگونی هایی را به وجود بیاورم. شهروندان و مردم شهر با آن هم مصاحبه ارتباط خوبی برقرار کردند. در آن هم جا من در مورد بازیگری و همچنین فیلم دیدنی و جذاب ها صحبت نمی کنم، در مورد فلسفه و همچنین عرفان حرف می زنم. زندگی روی زمین را کنکاش می کنم. در آن هم قسمت و بخش از خودم ۷۰ قسمت و بخش راضی هستم، ۳۰ قسمت و بخش باقی مانده را هم می گذارم که هم چنان تلاش کنم.

هنگام و زمانی که گمان کنی که «رسیده ای» می ایستی…

دقیقا. به نظر من قله ای وجود ندارد و همچنین اصلا قله خطرناک ترین چیزی می باشد که می تواند وجود داشته باشد. با آن که جوایز بسیاری گرفته ام، ولی هرگز خودم را روی قله ندیده ام.  زیرا و به درستی که هنگام و زمانی که روی قله باشی، به سرعت بایستی و حتما به پایین برگردی. جهت همین هم دامنه می تواند لذت قسمت و بخش باشد و همچنین چیزهای بسیاری را آموزش بدهد.

 البته قله در آن هم زمان که رسیده ای فتح خیلی خوبی می باشد، ولی باید توجه داشت بعد از آن هم به حال «بعدش که چی؟» می رسی. من سعی می کنم دائما سه قدم را تا قله نگه دارم… خودشیفتگی یکی از موارد خیلی زیاد خطرناک جهت بازیگرهاست. زیرا و به درستی که تیمی تلاش می کنند و همچنین ما می آییم و همچنین با آن که جان می دهیم به ایده ها، ولی باید توجه داشت زیرا و به درستی که تصویر ماست که دیده می می شود، دچار تکبر می شویم که خیلی خطرناک می باشد.


لینک منبع

سوپروب close
خرید بک لینک